° ¤`•.¸° ¤`•.¸.•´ ¤ º°رنگیـــــــن کمــــان° ¤`° ¤`•.¸° ¤`•.¸•.¸.•´ ¤ º°
آهای تویی که خاطره شدی از خودت خاطره خوب به جا گذاشتی؟؟؟
خــــدایـــــا ؛ یه دوست خوب ایمانتو ازت نمی گیره ! ما آدما معمولا ایمان قوی نداریم . پس دنبال یه دوست باشیم که همینو هم ازمون نگیره !
معلم دینی وقتی اومد،زنگ آخر بود! نماز را دوست دارم ولی نمازی که بخوانم و تو در پشت من باشی را دیوانه وار دوست دارم
پیش از این ها فکرمیکردم خدا خانه ای دارد میان ابر ها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس و خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تختی نشسته با غرور ماه ، برق کوچکی از تاج او هر ستاره ، پولکی از تاج او اطلس پیراهن او ، آسمان نقش روی دامن او ، کهکشان رعد و برق شب طنین خنده اش سیل و طوفان نعره توفنده اش دکمه پیراهن او ، آفتاب برق تیغ و خنجر او ، ماهتاب هیچ کس از جای او آگاه نیست هیچ کس را در حضورش راه نیست پیش از این ها خاطرم دلگیر بود از خدا دز ذهنم این تصویر بود آن خدا بی رحم بود و خشمگین خانه اش در آسمان دور از زمین باقیشو گذاشتم ادامه مطلب... خوشبختی یعنی خداوند آنقدر عزیزت کند
مرد باید وقتی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه وایسه روبروش بگه : ت...و چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی ... بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه همونجا باید بغلش کنه نذاره تنها باشه حرف نزنه ها , توضیح نده ها کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها فقط نذاره احساس کنه تنهاست مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه با بغلش ....... زَنـــ بودنـــ مثل قـُقــنــوســـ بودن استــ...!
می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود. وقتى پاى سفره افطار نشستى ، دستهاى خالیت رو باخلوص و بى آلایش بالا ببر و چند دقیقه نگهدار تا بقیه هم بتونن یه چیزى بخورن... آخرین خبر: به دلیل استقبال بی نظیر شما مسلمانان عزیز زمان اذان مغرب یک ساعت تمدید شد! یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود. روزها از پی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت : بقیش ادامه مطلب... صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید ... حیف که از بهشتت راندی ما را ،وگرنه می نشستیم باهم
دلــــــم کــــمــے خـــدا مـے خــواهـــد ...
کـَــمے سـُـکــــوت ...
دلـَــــــم دل بـُـــریـــــدن مــے خــــواهـَــد ...
کــَـمــے اشــــک ...
کــَـمــے بـُــهــت.....
کـَــمــے آغــوش آســِـمــــانــے ...
هیـــــچ تنهـــــایــــی رو اونقـــــدر تنهـــــا نکــن کــه بــه هــــر بـــی
لیــاقتــــی بگــــه :
عشقــــــم …
یه دوست خوب عقایدت رو زیر سوال نمی بره ! و کمکت می کنه که باورهات بیشتر و بهتر بشن !
یه دوست خوب بی ارزشی رو ارزش نمی دونه ! بی دینی رو کلاس نمی دونه ! شراب خوری رو فرهنگ نمی دونه !
همه ی دانش اموزان خسته شده بودند....
تلالو زیبای خورشید، پرده ها و شاخه های درخت رو کنار میزد و به چهره های خسته ی دانش آموران میتابید
حوصله ی شنیدن صحبت های معلم رو نداشتند
معلم با یه چهره ی مصمم وارد کلاس شد.......
بچه ها همه به احترامش بلند شدند
همه کتاب ها رو باز کردند تا معلم درس رو شروع کنه
اما دیدند تخته پاک کن رو برداشت و آهسته آهسته تخته رو پاک کرد
بعد یکی از بچه ها رو صدا زد
یکیشون میگفت:
دیدم دوستم رو صدا زد و گفت بیا ضمایر رو صرف کن و پای تخته بنویس
اونم رفت
گچ رو دستش گرفت
شروع کرد؛
من
تو
او
ما
شما
ایشان
معلم خنده ای زد
تخته پاک کن رو برداشت و شروع کرد پاک کردن نوشته ها
گفت: نه! اشتباه نوشتی!
همه تعجب کردند
آقا... آقا.... چرا آخه.......
زمزه ای بلند شده
معلم خودش گچ ، دستش گرفت و شروع کرد به نوشتن؛
او..................او........او
هنوز یادم نمیره اون آیه ای رو کنارش نوشت :
با خدا حرف زدن را دوست دارم ولی کنار تو با خدا حرف زدن را خیلی خیلی دوست دارم
کنار تو بودن را دوست دارم ولی رو به خدا و در کنار تو بودن را بیشتر دوست دارم
ادامه مطلب
که وجودت آرامش دیگران باشد !!!
هِیــ آتشـــ میگیریــ و باز ناامید نــِمیشوی
و ازخاکسترتــــ زنـــ مــُتـِوَلــــِـــــد میشود..!!!!!!!
زن قــِداسَتــــ دارد.
برایـــ بــا او بــودن بایـــد مــَرد بود!
نهــ نـــــَر...!
همان دلهای بزرگی که جای من در آن است
آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم.
دلتنگی هایت را از خودت بپرس.
و نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمی خواهم تو همان باشی!
تو باید در هر زمان بهترین باشی.
نگران شکستن دلت نباش!
میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
و جنسش عوض نمی شود ...
و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...
و تو مرا داری ...
برای همیشه!
چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
می خواهم شاد باشی ...
این را من می خواهم ...
تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.
من گفتم :وجعلنا نومکم سباتا(ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.
شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!
فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
پروردگارت ...
با عشق
بقیش ادامش...
ادامه مطلب
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد.
.
.
.
اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه...
ادامه مطلب
* امسال روزه می گیری؟
+ اگر خدا بخواهد ...
* من هم می گیرم، ولی کدام پزشک این همه سختی را برای بدن تایید می کند؟
+ همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند ، برایت معجزه می کند !
زیر همان درخت سیب ...کنار جویی از شهد و شراب !
...فرشتگان : سرود خوان. . . ابلیس : رقص کنان
عزرائیل : در خواب
...
خدایا به همه اولیائت سوگند
نمی دانی چه کیفی دارد در آن حال
سیگاری آتش بزنی !!
...
حیف که از بهشتت راندی ما را . . .